رفتن به نوشته‌ها

نویسنده: جمشید فاروقی

نویسنده و روزنامه‌نگار ایرانی ساکن آلمان

نامه یزدی به شبیری زنجانی؛ پیام “رهبر” و ابتذال مرجعیت شیعه

پس‌لرزه‌های نامه یزدی به شبیری زنجانی ادامه دارد. برخی می‌پرسند که آیا کارگردان این نامه ولی فقیه است؟ آیا هشداری است به دیگر علما؟ آیا بر آنند مرجعیت شبیری‌زنجانی را برچینند، یا موضوع جدی‌تر از…

رمان انقلاب و کیک توت فرنگی: فصل هفتم: دیدار

(دوشنبه، ساعت ده و سه دقیقه پیش‌ازظهر) آیدا چند دقیقه پس از ساعت ۱۰ رسید و پدر خود را از گزند هیولای خاطرات نجات داد. نجاتی که اما موقت و گذرا بود. آیدا از در…

رمان “انقلاب و کیک توت فرنگی”/ فصل ششم: کافه کرومل

(دوشنبه، ساعت نه و پنجاه و هفت دقیقه پیش‌ازظهر) کامران به راه خود به سوی کافه “کرومل” یا پاتوق مشترک خود با آیدا ادامه داد. خیابانی که بوی دانشگاه و بوی شادابی و طراوت ایام…

دولت نقد ستیز، جامعه نقد گریز

یادداشت‌هایی درباره سیاست‌زدگی بخش دوم نقد و آگاهی در پیوند با یکدیگرند. آگاهی پیش‌شرط و لازمه نقد است و نقد، دانش آدمی را صیقل می‌زند. مارکس از سلاح نقد سخن رانده بود. سلاحی که می‌بایست…

از سیاست‌زدگی تا بی‌تفاوتی سیاسی

مجموعه مقالاتی پیرامون پدیده سیاست‌زدگی بخش نخست:   بی‌تفاوتی سیاسی نشانه زوال مشروعیت سیاسی دولت است در بین مردم. و قدرتی که از مشروعیت برخوردار نباشد، فناپذیر است. جامعه سیاست‌زده بی‌شباهت به جامعه‌ای سیاسی نیست،…

آنقلاب و کیک توت فرنگی/ فصل سیزدهم: نیکلای چرنیشفسکی

 (سه‌شنبه، ساعت نه و دوازده دقیقه پیش‌ازظهر) صدای زنگِ در آمد. کامران پشت میز کوچک آشپزخانه نشسته بود و مشغول خوردن صبحانه بود. هنوز احساس خستگی می‌کرد. از آن روزهایی بود که دلش می‌خواست یکی…

انتشار فصل به فصل رمان: “انقلاب و کیک توت فرنگی”

هر هفته یک فصل: فصل اول: یک آغاز ساده… آن‌ها را اینجا و آنجا دیده‌ایم و به‌خوبی می‌شناسیم. بیگانه‌هایی هستند خویشاوند و خویشاوندانی بیگانه. سالیان سال در کنارشان زندگی کرده‌ایم و گاهی نیز برخی از…

آیا ایجاد نهاد مالی مستقل اروپایی برای نجات برجام ممکن است؟

  هایکو ماس، وزیر امور خارجه آلمان، برای نجات برجام و خنثی کردن ترکش‌های برخاسته از تحریم‌ ایران از سوی آمریکا از ضرورت ایجاد یک سیستم مالی اروپایی مستقل سخن گفته است. آیا ایجاد یک…

انقلاب و کیک توت فرنگی/ فصل دهم: تنهایی

(دوشنبه، ساعت پنج و هفت دقیقه بعدازظهر)  کامران وارد خانه شد. خانه‌ای انباشته از تنهایی. هیچ کس منتظر او نبود. در نخستین هفته‌های پس از جدایی‌اش از سودابه، گاهی دچار خطا می‌شد. در را که…

رمان “انقلاب و کیک توت فرنگی”/ فصل چهاردهم: سروده‌های ناتمام

(سه‌شنبه، ساعت ده و هفت دقیقه پیش‌ازظهر) هوای اتاق سنگین شده بود. کامران در روزهای سرد زمستان به ندرت پنجره‌ها را باز می‌کرد. احساس کرد که تنفس برای او دشوار شده است. صدای جارو برقی…