رفتن به نوشته‌ها

جمشید فاروقی مطالب

انقلاب و کیک توت فرنگی/ فصل بیست و نهم: صداقت

(جمعه، ساعت دو و نه دقیقه بعدازظهر) کامران ماشین خود را پارک کرد. مدت‌ها بود که از رانندگی کردن لذتی نمی‌برد. این اواخر کمتر پیش می‌آمد که او از چیزی لذت ببرد. رانندگی برای او…

انقلاب و کیک توت فرنگی/ فصل بیست و هشتم: کیک توت فرنگی

(جمعه، ساعت ده و بیست و یک دقیقه پیش‌ازظهر) کامران پس از آنکه سودابه رفت، مدتی همان جا بی‌حرکت در آشپزخانه نشست. هر بار پس از آمدن و رفتن سودابه احساس مشابهی به او دست…

تئوری توطئه، حمله بیولوژیکی یا پوششی برای اهمال‌کاری

شبحی در جهان در گشت و گذار است: شبح ویروس بیماری کرونا. ویروسی که بر بستر سهل‌انگاری و اهمال‌کاری فربه شده است. شبحی که جان مردم را به مخاطره افکنده، اقتصاد را به بحران کشیده…

انقلاب و کیک توت‌ فرنگی/ فصل بیست و هفتم: یک خانواده خوشبخت

(جمعه، ساعت نه و چهارده دقیقه پیش‌ازظهر) کامران نمی‌دانست شب را چگونه به روز رسانده است. بدمستی و بدخوابی هر دو دست به دست هم داده بودند و لحظه‌های شب او را بین خود تقسیم…

هشت مارس، روز جهانی زن نه “روز مادر” است و نه “روز عشاق”

یکی از راه‌های انکار یک جنبش سیاسی فروکاستن آن به یک امر شخصی، به یک موضوع خصوصی است. در شان مادر تردیدی نیست. منزلتی که باور به آن صرفا از دل رویکردی دینی زاده نمی‌شود.…

نقش ایران در پیدایش و زوال پیمان منع گسترش جنگ‌افزارهای هسته‌ای

پنجاه سال از امضای پیمان منع گسترش جنگ‌افزارهای هسته‌ای می‌گذرد؛ پیمانی که بزرگ‌ترین و فراگیرترین پیمان بین‌المللی بود. اکنون این پیمان رنگ باخته است و به باور تحلیلگران، بود و نبودش وابسته به رویکرد ایران…

انقلاب و کیک توت فرنگی/ فصل بیست و ششم: نامه

(پنجشنبه، ساعت هفت و بیست و شش دقیقه بعدازظهر) کامران راه خود را به سوی خانه در پیش گرفت. باران خفیفی می‌بارید. از همان باران‌های ریزی که پیاپی می‌بارند و خیال قطع شدن ندارند. قطرات…

پیکر “کرونازده” اقتصاد ایران بین درهای بسته هرات و سلیمانیه

تاثیر ویروس کرونا متفاوت است. پنجاه نفر را مبتلا می‌کند، یک نفر را می‌کشد. تاثیرات اقتصادی این ویروس نیز متفاوت است. می‌تواند در چین از نرخ رشد اقتصادی بکاهد، در عین حال می‌تواند برای پیکر…

“انقلاب و کیک توت فرنگی”/ فصل بیست و پنجم: عشق افلاطونی

(پنجشنبه، ساعت ۱۱ و پنجاه و یک دقیقه پیش‌ازظهر) کامران در کتابخانه را باز کرد و پیش از ورود کامل به کتابخانه، به درون آن سرک کشید. این تبدیل به یکی از همان عادت‌های سال‌های…

“انقلاب و کیک توت فرنگی”/ فصل بیست و چهارم: غرور و تحقیر

(پنجشنبه، ساعت ۱۱ و سی و دو دقیقه پیش‌ازظهر) کامران از مترو پیاده شد. قصد داشت سری به کتابخانه دانشگاه بزند. هر از گاهی گذرش به کتابخانه دانشگاه و به‌ویژه به کتابخانه‌ی کوچک دانشکده‌ی فلسفه…