رفتن به نوشته‌ها

جمشید فاروقی مطالب

“خطای باصره” در تاریخ‌نویسی ایران

مجموعه یادداشت‌هایی درباره سیاست‌زدگی، بخش یازدهم در گفتار پیشین به این نکته اشاره شد که مفهوم “ملت−دولت” با بافت اجتماعی ایران سازگار نیست و برای فهم و توضیح تحولات سیاسی و اجتماعی ایران معاصر می‌بایست…

چرا استفاده از مفهوم “ملت-دولت” در ایران خطاست؟

انقلاب و سیاست‌زدگی، بخش دهم آیا کارگرفت مفهوم “ملت−دولت” در ارتباط با فهم و توضیح تحولات اجتماعی و سیاسی ایران صحیح است؟ پاسخ من به این پرسش، پاسخی منفی است. باید فاش بگویم که ما تاریخ…

“انقلاب و کیک توت‌فرنگی”؛ کندوکاوی در روان یک تبعیدی

دويچه وله: مراسم رونمایی و معرفی تازه‌ترین رمان جمشید فاروقی عصر روز شنبه ۲۴ آذر (۱۵ دسامبر) در کتابفروشی انتشارات فروغ در شهر کلن آلمان برگزار شد. در مراسم روز شنبه، حمید مهدی‌پور، مدیر نشر…

دو رویکرد به دولت پهلوی: دولت مدرن یا دولت سلطانی؟

یادداشت‌هایی درباره پدیده سیاست‌زدگی، بخش نهم روند تشکیل دولت-ملت در ایران از همان ابتدا با دشواری‌ها و پیچیدگی‌های بسیاری روبه‌رو بود. تاریخ نوشته ‌شده هفت دهه بین دو انقلاب اما این دشواری‌ها و پیچیدگی‌ها را…

آنگاه که عمر شعار از عمر شعاردهنده طولانی‌تر می‌شود!

مجموعه یادداشت‌هایی درباره سیاست‌زدگی، بخش هشتم   در گفتار پیشین آمد که حذف دیکتاتور به معنی حذف دیکتاتوری نیست. انقلاب مشروطه، عزیمتگاهش، دوره‌های تاریخی‌اش، شکست و فرجامش سرشار از درس‌ها و آموزه‌هایی است که متاسفانه…

رمان “انقلاب و کیک توت فرنگی”/ فصل پانزدهم: یک گیاه حساس!

(سه‌شنبه، ساعت سه و سی و هشت دقیقه بعدازظهر) از پشت میز خود بلند شد و به آشپزخانه رفت. اینا یکی دو ساعت پیش خداحافظی کرده و رفته بود. در چهره‌ی او هنوز آثار حیرت…

فصل چهارم: معمایی به نام آیدا

انتشار فصل به فصل رمان “انقلاب و کیک توت فرنگی” (دوشنبه، ساعت هشت و بیست و یکدقیقه بامداد) این تلفنِ بی‌موقع و این قرار ناگهانی بار دیگر به پرونده‌ی معمایِ آیدا موضوعیت بخشیده بود. آیدا…

گفت‌وگوی “شهروند” با جمشید فاروقی؛ “انقلاب ایران یک انقلاب ارتجاعی بود!”

گفت و گوی شهروند با دکتر جمشید فاروقی، نویسنده، روزنامه نگار و رئیس پیشین بخش فارسی صدای آلمان/علی شریفیان نوامبر ۲۹, ۲۰۱۸ | مقالات, منتخب دبیران “ازسری «گزینه‌های مبارزاتی وجایگزین‌ها» -برای جنبش اعتراضی سال‌های ۵۶…

چرا ما پیام نهفته در خودکشی مایاکوفسکی را متوجه نشدیم؟

بخشی از رمان “انقلاب و کیک توت فرنگی” کامران از پشت میز کارش بلند شد و به طبقه بالا رفت. وارد اتاق کار خود شد و در را پشت سر خود بست. از حاشیه کتاب‌هایی…